احمد مجد الاسلام كرمانى
445
سفرنامه كلات ( فارسى )
آقايان برحسب تلگراف طهران عازم حركت هستند تكليف چيست ؟ ! و اين تلگراف را چون فورى است در ظرف دو ساعت جواب خواهد داد و تكليف شما معلوم مىشود حاكم اطاعت كرده صورت تلگراف را نوشته امضاء نمود ما خودمان برداشته بتلگرافخانه برده مخابره كرديم و براى نهار برگشته نهار ( ناهار ) خورديم ولى ديگر نتوانستيم بخوابيم ، مجددا بتلگرافخانه برگشتيم قريب سه ساعت در انتظار جواب مانديم رفيق مجهول ما هم آمد و مشغول صحبت و ترتيب حركت شديم رفيق و حامى مجهول ما گفت : من سه رأس قاطر از « سيد عطار » تا دوشاخ اجاره كردهام و هر آنى كه بخواهيم حركت كنيم حاضر است خودم هم با نوكرم دو رأس اسب حاضر داريم و تا دوشاخ با مال ميرويم و از دوشاخ در ترن نشسته بعشقآباد ميرويم و تمام لوازم مسافرت همراه من هست شما ابدا به چيزى احتياج نداريد شكر احسان او را گفته منتظر وصول جواب حاكم شديم سه ساعت بغروب مانده دستگاه صدا كرد و جواب تلگراف رسيد به اين مضمون . بلى آقايان مرخص هستند آنها را با كمال احترام روانه مشهد نمائيد آصف الدوله . وصول اين جواب بيشتر بر اضطراب ما افزود و خواستيم خودمان تلگراف كنيم كه ما بمشهد نميخواهيم بيائيم و ميخواهيم بروسيه برويم و مشغول تحرير صورت تلگراف بوديم كه حاكم وارد شد و جواب را ديد و خيال ما را فهميد و بنا كرد بنصيحت كردن كه مصلحت در همين است كه بخراسان برويد و منهم سوار و آبدار همراه شما ميكنم و البته در « ارض اقدس » هم بفيض زيارت فايض ميشويد و هم باقى ترتيبات كارتان را اصلاح مينمائيد . مجملا آنقدر حاكم التماس و اصرار و استدلال كرد كه ناچار تن در داده راضى شديم لهذا از حامى مجهول خودمان با نهايت خجلت معذرت خواستيم كه آن بيچاره